بنده اي خدا را گفت : اگرسرنوشت مرا تو نوشته اي پس چرا دعا کنم…؟
خدا گفت : شايد نوشته باشم هرچه دعا کند …
مینی جملات
در اینجا از کوتاه نوشتهام مینویسم … از کوتاه نوشتهایی که میپسندم مینویسم و گاهی هم چیزهایی که نباید … لطفا منو بازخواست نکنید که چنین و چنان … چون وقتی بخوام که چنین و چنان … دیگه چنین و چنان میشه مال من … چنین و چنان شما باشه مال شما …
10
MAR
یک صد و چهل و پنج
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
12
JAN
یک صد و چهل و چهار
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !
10
DEC
یک صد و چهل و سه
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
نه تو می مانی و نه اندوه
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
7
DEC
یک صد و چهل و دو
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
هيچ وقت شعار نداده ام، که به زور بايد لبخند زد!
بعضي وقت ها بايد تا نهايت آرامش گريست، آن گاه است که تبسمي ميهمان لبانت مي شود که زيبا تر از رنگين کمان بعد از باران است .
16
NOV
یک صد و چهل و یک
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
چه راحت نوشتیم “بابا نان داد”….
بی آنکه بدانیم;
بابا چه سخت برای نان
همه ی جوانی اش را داد !!!…
7
SEP
یک صد و چهل
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!
21
JUL
یک صد و سی و نه
بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل
بودا به دهی سفر کرد .
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد .
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد .
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
«این زن، هرزه است به خانهی او نروید »
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده»
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت :
«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمیتواند با یک دست کف بزند»
بودا لبخندی زد و پاسخ داد :
هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .
بنابراین مردان و پولهایشان است که از این زن، زنی هرزه ساختهاند .
برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش .
27
یک صد و سی و هفت
بدست احسان عیوضی در دسته ریز نوشته های دیگران
اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!
این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه
بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن
خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی.
27
یک صد و سی و شش
بدست احسان عیوضی در دسته ریز نوشته های دیگران
پادشاهی گفت بر نگین انگشترم سخنی بنویسید که در سختیها و شادی ها بخوانم و آرامش یابم .
بر نگینش حک کردند :
” ایـــــــن نیـــــــز بگـــــــذرد “
نوشتههای تازه
دستهها
- ایمیل (8)
- ریز نوشته های دیگران (91)
- ریز نوشته های من (50)
- گفتگوهای میم و میم (6)