12
JAN

یک صد و چهل و چهار

بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !

نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !

کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !

10
DEC

یک صد و چهل و سه

بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل

زیباترین قسم

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی…

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

7
DEC

یک صد و چهل و دو

بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل

هيچ وقت شعار نداده ام، که به زور بايد لبخند زد!
بعضي وقت ها بايد تا نهايت آرامش گريست، آن گاه است که تبسمي ميهمان لبانت مي شود که زيبا تر از رنگين کمان بعد از باران است .

16
NOV

یک صد و چهل و یک

بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل

چه راحت نوشتیم “بابا نان داد”….

بی آنکه بدانیم;

بابا چه سخت برای نان

همه ی جوانی اش را داد !!!…

7
SEP

یک صد و چهل

بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل

حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!

21
JUL

یک صد و سی و نه

بدست احسان عیوضی در دسته ایمیل

بودا به دهی سفر کرد .
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد .
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید »
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده»
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت :
«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»
بودا لبخندی زد و پاسخ داد :
هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .
برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش .

27
MAY

یک صد و سی و هشت

بدست احسان عیوضی در دسته ریز نوشته های دیگران

تا وقتی که زنده ایی زندگی کن

27

یک صد و سی و هفت

بدست احسان عیوضی در دسته ریز نوشته های دیگران

اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!
این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه
بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن
خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی.

27

یک صد و سی و شش

بدست احسان عیوضی در دسته ریز نوشته های دیگران

پادشاهی گفت بر نگین انگشترم سخنی بنویسید که در سختیها و شادی ها بخوانم و آرامش یابم .
بر نگینش حک کردند :
” ایـــــــن نیـــــــز بگـــــــذرد “

11
MAY

یک صد و سی و پنج

بدست احسان عیوضی در دسته ریز نوشته های دیگران

ابوسعید
درویشی پرسید که یا شیخ!

بندگی چیست؟

گفت:

خدایت آزاد آفرید، آزاد باش (+)

Google Analytics Alternative