امروز چهارشنبه 09 ژوئن 2010 میلادی مطابق با 19 خرداد ماه 1389 خورشیدی …
- اول صبحی بدو بدو از خواب بیدار شدم !!! بدو بدو صورتمو اصلاح کردم … بدو بدو لباس پوشیدم !!! بدو بدو آدم خیلی کار میکنه اصولا !!! بعدشم بدو بدو اومدم دفتر … بدو بدو صبحانه خوردم و بدو بدو سیستم رو روشن کردم !!! بدو بدو یه دونه نامه پاداش نوشتم … امیدوارم بدو بدو امروز روز خوبی باشه … بدو بدو قراره باتا برم !!!
- از کوه و کمر رفتیم تا بلکه از چهار تا پلیس راه به دو تا فقط برخورد کنیم … پلیس راه اولی بابت اینکه مدارک همراهمون نبود 5000 سیفا ازمون به قول خودمونی پول چایی و به قول خودشونی پول سروسا ( آبجو ) گرفت … تا بعد از ظهری که برگشتم مفیدترین کاری که انجام دادم گوش دادن موزیکهای N95 جیگرم بود و چند تایی عکس که از کوه و کمر محل گذر ( بیکورگا ) گرفتم …
- توی باتا تا حدود 13:00 اداره پلیس بودیم … سیستمهاشون مکانیزه شده و این جهش رو مدیون پول نفتی هستند که توی کشورشون هست … نهار رو دوباره مرغ خوردم … خیلی علاقه دارم … ولی کم مونده قد قد کنم و تخم بذارم !!!
- به یک عدد تلفن خارجه دسترسی پیدا کردم … به خونه زنگ زدم … بعدش به پدر که مغازه بود … بعدشم به مسیح …
- یه سری به فروشگاه زدم … یه ردیف مخصوص مشروب بود که خیلی با سلیقه چیده شده بود … یه قسمتش مخصوص شرابها که خواستم عکس بگیرم ولی خب اونجا جای عکس گرفتن نبود … میخواید بدونید تفاوت از کجا به کجاست ؟ یه فلش چهار گیگابایت تهران خیلی باشه میشه 11000 تومان اینجا قیمتش 120.000 تومانه !!!
- به یه کارگاه رفتیم برای اجاره بیل مکانیکی … بچه ها یه آقای عرب رو نشونم دادند … گفتند ماهی 7000 یورو حقوق میگیره . بچه ها میگن مهندس مکانیکه … این حقوق در این کشور برای خارجی ها خیلی غیر عادی نیست … برای ایرانی ها البته عجیبتره !!! گفتند پسر رییس جمهور صاحب اینجا رو برای قطع کردن یه درخت پنج میلیون دلار جریمه کرده … بچه ها عقیده دارند که موضوع احتمالا بر سر قاچاق چوب هستش … اینجا انواعی از چوب یافت میشه که فوق العاده محکم و با جنسهای خاص هستند … حتی انواعی که در برابر حریق مصون هستند به علت فشردگی بیش از حد چوبشون …
- یه کشنده ( تریلر ) با کمرشکن و یه کانتینر حاوی روغن از پل پایین افتاده بود … تمام اتاق له شده بود ولی من اثری از پاشیدن خون ندیدم … شدت انحراف و سقوط از جاده به قدری بود که کانتینر از وسط قیچی شده بود … مسئله سر یه ثانیس … فقط یه ثانیه … تریلر مربوط میشد به شرکتهای چینی …
- برگشتنی اون پلیس راهی که همیشه کارت میخواست هیچ چی نخواست … دومی هم … سومی هم !!! دیگه داشتم عقده ای میشدم … پلیس راه آخری همچینی که گفت کارت با صدای بلند گفتم جونننننننننن بیا ببوسم تو رو !!! یه کاری کردم که یارو فکر کرد من اصلا گینه اومدم که کارتمو نشون این بدم و برگردم خونه مون !!!
- سه قسمت underground رو دیدم دو تاش رو دیشبی و آخری رو امشب … این سری که برم ایران میدم سری کامل فیلمهای دراکولایی رو برام رایت بزنن …
.
.
.
بیکورگا …




