امروز چهارشنبه 28 ژولای 2010 میلادی مطابق با 06 مرداد ماه 1389 خورشیدی …
- سلام
- از طرف یه تشکل داخلی قصد دارند منو به عنوان یه کار آفرین موفق کرمانشاهی خارج از کشور معرفی کنند … برای روشن شدن موضوع فردا باید به ساختمان اون تشکل مراجعه کنم … یاد اون بچه ای افتادم که با ابن سینا روبرو شد …
- کارها سرو ته شده ننه !!! قدیما اول بزرگا شوهر میرفتن !!! یا شوهر میکردند !!! بعدش کوچیکا … امروزه کوچیکا چی میدونم چشون شده !!! خلاصه اینکه برای خواهر کوچکم خواستگار اومده … دنبال کارای اونم که صدام در نمیاد !!! البته در مورد اینکه چرا صدام در نمیاد چیزای دیگه ای هم وجود داره …
- من خودمم !!! انتظار نداشته باشید فامیلای محترم که بعد از خوندن این پست وقتی اومدید و گفتید که مثلا چرا … چراش رو نشونتون میدم !!!
- در مورد اینکه کارا سر و ته شده ننه !!! یه مسئله مهمتر هم وجود داره … بزرگترها هم دیگه بزرگتر نموندن !!! قدیما رسم بود که مادر بزرگا و پدربزرگا از طرف پدری و مادری ، ریش سفیدای فامیل برای این موضوعها جمع میشدن و زیر سایه اونا بود که کارها درست پیش میرفت … قدیما یکی بود توی فامیل که حرف اول و آخر رو میزد … فامیل رو جمع نگه میداشت و در یه کلام ستون ماندگاری تمام فامیل بود … حالا باید دنبال یکی بگردیم که جلوی اینا رو بگیره که کمتر باعث جدایی توی فامیل بشن …
- پدر و مادرم به رسم احترام رفتن به خونه مادربزرگ پدریم ( مادر پدرم ) و بهشون گفتن که برای مراسم بله برون فردا شب ( پنجشنبه شب ) به خونه مون بیان … مادر بزرگم گفته نمیام !!! چرا احسان توی مراسم عروسی میترا احترام منو نیگر نداشته !!! و خدا میدونه من احتمالا در اون لحظه داشتم با سونیا راه میرفتم !!! یعنی اینکه اصولا توی افریقا بودم … یعنی آنقدر وجود من براشون آزار دهنده بوده که دارن مراسم خواهر کوچیکم رو فدا و قربانی میکنند به خاطر اینکه من مثلا بی احترامی کردم ؟؟؟ اونم بی احترامی وجود نداشته … البته اگه شد و فامیل شدیم با هم بهتون میگم این چیزها از کجا آب میخوره … حداقل یه کمی حواستون رو جمع میکردید یادتون بمونه من کی ایران بودم !!! …
.
.
.
- بزرگی به اندازه نیست … به سن نیست … به اهمیت شغلی و کاری نیست … به اصل و نسب هم نیست … بزرگی به این نیست که بزرگ بدونن تو رو … بزرگی به اینه که مسئول بدونی خودت رو برای اطرافیانت … بزرگی یعنی دستگیری ، افتادگی ، جور کشیدن ، ندید گرفتن ، بخشش ، یعنی آمادگی برای حل مشکلات بقیه ، یعنی اینکه کمک کنی برای رفع تفرقه ، رفع کدورت نه اینکه خودت باعث و بانی کدورت توی خانواده باشی …
- ستی وقتی که پسرش رامسس دوم رو برای حکومت بر مصر تربیت میکرد این جمله رو بهش گفت : آنکس که میخواهد بر ملکی حکومت کند ، اگر آنرا بیش از خودش دوست بدارد راه بر او آشکار خواهد شد … بزرگی یعنی ارجحیت مسایل فامیل به منفعتهای شخصی …
.
.
.
- البته از یه نظر خوب شد !!! اگه سونیا پرسید توی اون روز مشخص با کی و کجا بودی هان هان هان ؟؟؟ با خیال راحت میگم داشتم مادربزرگم رو اذیت میکردم !!! مدرکشم موجوده !!!
- پست قبلی … همونجایی که تلاقی یه متن صورتی و یه متن قرمز توی یه پاراگراف اتفاق افتاده … به نظرم باید آماده باشم …
- فعلا …







- نمایی از ساختمان روبرو در جایی که من به آسودگی روی صندلی راحتی دراز کشیده بودم … توی انعکاس شیشه های ساختمان روبرو میشه ابرها رو دید … و هواپیمایی که در حال تیک آفه …


