امروز یکشنبه 23 می 2010 میلادی مطابق با 02 خرداد ماه 1389 خورشیدی
سلام …



- همین الان که دارم مینویسم بیرون داره شدیدا بارون میاد … بیست دقیقه پیش چیکه میکرد …
- دیشبی با آنیتا ملاقات کردم … فقط حین اینکه من با آنیتا توی بار نشسته بودم چند نفر پلیس ارشد اومدن و رفتن … توی این سه ساله تقریبا همه کسانی که در آنیسوک زندگی میکنن من رو با واسطه یا بی واسطه میشناسند …
- آنیتا قصد داره که یه خونه بسازه …
- حین صحبت بهش گفتم که دوستام توی ایران تو رو میشناسند و در مورد اینکه تا حالا چندین مورد و در چند جا دربارش نوشتم بهش توضیح دادم … و اینکه حتی بعضی از دوستانم در ایران وقتی دستشون بهم نمیرسه آرزوی مرگ منو به دست تو دارند … ابدا در مورد اینکه بعضی وقتها چی در مورد من و اون توی ایران میگن حرفی نزدم !!!
- از من در مورد ایران پرسید و اینکه آیا میتونه به ایران بیاد یا نه چون قصد داره ماه دسامبر رو به اسپانیا بره اونم برای مرخصی … تنها جمله ای که بهش گفتم این بود : ایران فرق میکنه !!!
- بهش گفتم که نوع برخوردش به نسبت تمام دخترهایی که توی این منطقه هستش متفاوته … من پدر آنیتا رو میشناسم … یکی از صاحب نفوذترین افرادیه که در گینه وجود داره … که البته همین موضوع باعث یه کمی تردید در من شده … ولی در کل جز چند باری اون هم محدود من پدرش رو ملاقات نکردم …
- قیافه آنیتا خیلی قیافه شاخصی نیست … آنچه شاخص میکنه نوع رفتار و طرز فکری هستش که بارها باعث شده که بهش بگم اگه میتونه تا زمانی که پدرش در مسند قدرت نشسته پستی رو براش دست و پا کنه … اینجا یه کشور چند ده میلیونی نیست … با کمی قدرت میشه به راحتی به سطوح بالایی از هر چیزی در این کشور دست پیدا کرد …
- چیزی که در این کشور و یا بهتر بگم در خارج از ایران خیلی عادی هستش و رواج داره نوع برخورد آزادی هست که در هر مسئله ای وجود داره … اگر چه زبان محلیشون رو نمیفهمم ولی به چند تایی از دوستان دخترش که داشتن با انواع مذکر ( بی اف ، همسر ، برادر و … ) راه میرفتند چیزهایی رو گفت که میدونم حالا اگر نه خیلی +18 حداقل +12 بود … در عین اینکه هر کسی میبینه این دختر رو حالا یا از روی ترس یا از روی احترام خیلی محتاطانه باهاش برخورد میکنه …
- برگشته میگه تو خیلی راحت با من میای و میری ها !!! میگم حالا چرا ؟؟؟ برام تعریف کرد یه روز که با مینی ژوپ توی خیابون بوده و به قول خودش خیلی س…ی !!! وقتی که داشته از کنار یه بار رد میشده چند تا سفید پوست شرکت ECOCSA که یوگوسلاون شروع میکنن به مسخره بازی و ظاهرا ازش به طرز شیطنت باری درخواست میکنن که بیا و با ما باش . توی این گیر و دار یه سیاه پوست که آنیتا رو میشناسه به طرف سفیدپوستا میره و در موردش به اونها هشدار میده که این دختر ، دختر ارشدترین فرد این منطقس … آنیتا ادامه داد که همون سفیدپوسته اومده و گفته که شما رو ما نشناختیم و بعدشم عذر خواهی کرده …
.
.
.
- میگن در کشور ما حجاب باید آزاد باشه و من مخالفم … این مخالفت رو من زمانی بهش رسیدم که به اینجا اومدم … دلایلشم سادس :
- اول اینکه اینجا اگه لخت توی خیابون باشی کسی کاریت نداره … توی ایران در مورد خانومی که قوزک پاش بیرونه دیگه خودتون میدونید … یعنی آمادگی فرهنگی اینکه یاد بگیریم هر کسی هر چی پوشیده برای خودشه و لاغیر رو نداریم … نمیگم همه لخت بریم بیرون … چند نوع فرهنگ باید داشته باشیم که هیچ کدوم رو نداریم … داریم ؟؟؟
- دومین دلیل من برای این موضوع اینه که پلیس اینجا شدیدا اجراییه … هر نوع درگیری ای قبل از اینکه به شناخت مقصر برسه تنبیه سخت هر دو طرف رو در بر داره … این کتک به این علته که نظم اجتماعی نباید بهم بخوره … طی این سه سال و اندی شاید من شاهد 5 تا دعوا نبودم …
- در این شهر و در خیابان اصلی شاید در حدود 20 الی 30 عدد بار مشروب وجود داره … قانونی باید حکم فرما باشه که یه شخص حتی در زمان مستی هم جرات تخطی پیدا نکنه … و این رو پلیس اینجا شدیدا رعایت میکنه … اینه که گاهی حتی ما تا پاسی از نیمه شب های یکشنبه تعطیل رو بیرون از محل اقامتمون هستیم و هیچ کسی هم متعرض نیمشه گواه این مطلبه …
- و آنچه در مورد حجاب در اینجا وجود داره اینه … اولش بگم که هر منطقه ای نوع لباس به خصوص خودش رو داره و اکثر دخترای اینجا با تاپ و مینی ژوپ بیرون میان … در عین اینکه یه دختر که اکثر نقاط بدنشم در دید هستش و آزادانه راه میره ، حرف میزنه و به راحتی گردش میکنه … همین دختر کافیه که به یه پلیس در مورد اینکه این مرد داره به من بد نگاه میکنه گزارش بده … و همه ما اینجا میدونیم اینجا ماده و تبصره وجود نداره … حتما و حتما و در همون لحظه فرد خاطی مجازات میشه … و از طرف پلیس ازش باج گرفته میشه … احتمالا کتک سختی خواهد خورد و این موضوع تازه تا زمانی هستش که بازداشت نشده که تا صبح فردا منتظر رییس ارشد پلیس نمونده که اون هم به نوبه خودش بر اساس مرتبه و درجش ازش باج خواهد گرفت … هر گزارش عادی که منجر به دستگیری یک نفر بشه حداقل 25.000 فرانک سیفا جریمه داره و یادتون باشه یه کارگر ساده اینجا 4.000 سیفا حقوق روزانه داره … خودتون میتونید حدس بزنید با این وضع حتی اگه طرف مست هم باشه حتی فکر اینکه به یه دختر فحاشی کنه رو به خودش نمیده …
- با وجود اینکه پلیس این کشور عملا باج میگیره ولی باز امنیتی که در این کشور برقراره ناشی از همین پلیسه … امنیتی که اگه لازم باشه دست انتقامش رو به روی کسی که حتی به یه دختر تعرض کلامی داشته نشون میده و من بارها این موضوع رو دیدم … و یکی از مهمترین دلایلش اینه که پلیسش بسیار اجراییه و در مواردی مثل مزاحمتهای خیابانی منتظر دادگاه و دادسرا نیست … اگر چه میتونه بدیهایی رو هم به دنبال داشته باشه ولی حداقلش وقتی از دست کسی به عنوان مزاحمت خیابانی شاکی هستی میتونی امید داشته باشی که همون لحظه به شکایتت به صورت عملی !!! رسیدگی میشه … اگر چه اینجا مدینه فاضله نیست و افریقاست ولی حساب کنید اینها در اول راه تمدن هستند … اگر چه هنوز هم خشونتهای بسیار شدیدی بر علیه زنها اینجا روا داشته میشه …
- حالا دلایل مخالفت من رو دونستید … هر چی که قراره در یک جامعه پا بگیره احتیاج به بسیاری از مقدمات و موخرات داره که در مورد مسئله حجاب در ایران وجود نداره …
- قرار نیست که فردا همه توی ایران با دکلته یا شلوارک بیرون باشن … ولی وقتی مردم خودشون رعایت کنند در عین اینکه آزادند خیلی شیرین تر از اینه که کسی روی سرت باشه تا بهت حالی کنه و مجبور به رعایتت کنه …
.
.
.
پ ن یک : دوباره قصد دارم آغاز کنم گرفتن عکسهای جدید رو …
پ ن دو : خیلی از چیزها هیچ ربطی به هیچ چی نداره جز به فرهنگ خود ما … چند تا از ما نسل سومیها آداب معاشرت رو میدونیم … صادقانه از خودتون بپرسید که آیا میدونید وقتی دارید با یه بزرگتر راه میرید باید کدام طرف و با چه فاصله ای راه برید ؟؟؟ آیا میدونید هنگام آشنایی چه کسی باید باید برای دست دادن در صورتی که مایل باشه اقدام کنه ؟؟؟ سر میز غذا و هنگام آب خوردن باید قبل و بعدش دو کار انجام بگیره آیا میدونید ؟ آیا وقتی میخواید غذاتون رو تموم کنید میدونید باید به چه صورتی قاشق و چنگالتون رو قرار بدید ؟؟؟ دستمالتون رو چطور ؟؟؟ اینها که دیگه ربطی به هیچ چیز بجز فرهنگ ما نداره … داره ؟؟؟ آیا کسی به غیر از خود ما مقصره … صادقانه بگم هیچ کسی رو نمیتونید محکوم کنید …
فعلا …